به گزارش خبرگزاری حوزه، موسی نجفی استاد تمام علوم سیاسی و رییس پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی؛ یک پرسش مهمی که میتواند هر پژوهشگر و یا دانشجوی علوم سیاسی و یا محقق دانش اجتماعی را کنجکاو و حساس نماید این است که:
* علیرغم بحرانی جلوه دادن شرایط جامعه امروز ایران و بی ثبات وانمود کردن اساس نظام اسلامی، چرا لیبرالیسم - سکولاریسم ظاهرا ایرانی علیرغم ژست اپوزوسیون، بسیار تلاش میکند در نهادهای سیاسی و فرهنگی نظام جمهوری اسلامی حضور و نفود داشته باشد؟
جواب اصلی این پرسش به ناتوانی و امتناع انقلاب پسا انقلاب اسلامی با ماهیتی لیبرال بازگشت میکند. این تفکرات و جریانها، چون فاقد قدرت برانگیختگی مردمی و برپایی انقلاب واقعی از پایین به بالا هستند، لذا ژست تحول خواهی انان نیز بیشتر کاریکاتوری به نظر میرسد تا واقعی؟! بنابراین اساس و معین کار آنان در این تحول خواهی عبارت از:
الف: دلخوش، کردن به ناکارآمدی دولت و البته برجسته کردن نقاط ضعف قوای دیگر و سوء استفاده کردن از برخی ابراز نظرات سخیف برخی مسئولین در این زمینه قابل توجه است.
ب: ماهی سیاسی و فرهنگی گرفتن از آب گل آلود نارضایتی و شرایط فشار اقتصادی مردم
ج: استفاده از انحطاط اخلاق اجتماعی و تحریک احساسات هیجانی جوانانه و شبهات فضای مجازی.
این عوامل و چند مسئله دیگر مثل تحریم و فشار خارجی و ... مجموع سرمایههای جریان و یا گروههایی هست که میخواهند نوعی شعار براندازی و تحول در آینده انقلاب اسلامی را رقم بزنند!
اما این جبهه فکری و سیاسی دو نکته کلیدی را فراموش کردهاند:
۱ - با تمسک به فلسفه سیاسی لیبرالیسم نمیتوان یک نظریه انقلاب اجتماعی و تحول سیاسی بنیادین تولید نمود؛ و حداکثر کاری که اینها میتوانند انجام دهند نوعی نسخه برداری از انقلابهای رنگین است؛ شبه انقلابهای فرمایشی که البته بیشتر در جوامع کمونیستی و بسته جواب داده و تعمیم آن در یک جامعه مذهبی برخوردار از یک انقلاب حقیقی ناممکن است.
۲ - سرمایه گذاری کردن بر روی انحطاط اخلاقی و شبهات فکری و هیجانات جوانان و خلاءهای اجتماعی و ناکارآمدیهای اقتصادی و سیاه نمایی و شبهه میتواند جامعه را مدتی مشغول و در مواقعی به تلاطم بیندازد، ولی از دل همه این عوامل و شرایط، انقلابی زائیده نخواهد شد.
در حقیقت از نظر فلسفه سیاسی و به لحاظ شرایط تاریخی ما نمیتوانیم انقلاب لیبرالیستی پسا انقلاب اسلامی داشته باشیم. از نظر تجربه تاریخی هم تحولات دو دهه پس از شکست نهضت مشروطیت نه تنها منجر به آزادی و آزادیخواهی در جامعه ایرانی نشد بلکه دستاوردهای نهضت بزرگ مشروطه نیز قربانی کودتای یک قزاق مستبد و وابسته به استعمار خارجی گردید. بعدها نظریه پردازان "حلقه برلین" و دوستان همفکرشان از این استحاله و شکست با عنوان "استبداد منور " استقبال نمودند! و در حقیقت با این کار پاداش خود را از کودتا و دوران پس از آن تمام و کمال دریافت نمودند.
بخش دیدگاه محملی برای انعکاس نظرات اهل قلم، پژوهشگران و دانشگاهیان است تا آرای پژوهشی جدید خود را در دسترس علاقمندان به تاریخ و فرهنگ ایران معاصر و تحولات انقلاب اسلامی قرار دهند؛ لذا ضمن سلب مسئولیت نسبت به محتوا و رویکرد علمی پژوهشگران، پایگاه مرکز اسناد انقلاب اسلامی پذیرای تمام جستارها، یادداشتها و پژوهشهایی است که در باب تاریخ و سیاست ایران معاصر تدوین و نگاشته شده، و آن را در اختیار دیگر علاقمندان این حوزه قرار خواهد داد.
منبع: مرکز اسناد انقلاب اسلامی










نظر شما